یادداشت فرهنگی: تهاجم فرهنگی

یادداشت فرهنگی: تهاجم فرهنگی

یادداشت فرهنگی: تهاجم فرهنگی

بسم الله الرحمن الرحیم

معروف است که یک شب فردی را گرفتند و از او پرسیدند چه می کردی؟ گفت: مشغول نوازندگی بودم. گفتند: گسی چرا صدایش نمی آمد؟ گفت: صدایش فردا خواهد آمد. وقتی شب به سر آمد دیدند که از فردی صدا بلند است که دزد به خانه او زده است.

ماجرای این روزهای فرهنگی کشور ما نیز چنین است که هر روز بخشی از فرهنگ عمومی ما دستخوش تغییراتی می شود که نگرانی اهالی فرهنگ را به همراه دارد. فریاد آنان بر این است که:

چرا در مدت بسیار کوتاهی مانتوهای جلو باز اینقدر در بین دختران و زنان شایع شده است؟

چرا جوانان و نوجوانان ما در فضای مجازی اینقدر و به این راحتی دچار انحرافات می شوند؟

چرا زمان دسترسی جوانان به مواد مخدر به زیر 5 دقیقه رسیده است؟

و چراهای دیگر…

باید گفت این دغدغه ها صدای همان دهلی است که 20 سال پیش نواخته شد و آمریکا در اوایل دهه 70، مبلغ 20 میلیون دلار را برای تهاجم فرهنگی در ایران به تصویب رساند. شاید آن روزها برای خیلی از افراد گویا نبود که این مبالغ کجا می رود و چرا اثری از آن به چشم نمی خورد؟ ولی در نهایت به اینجا رسیده ایم که باورها و فرهنگ ها و آداب و رسوم اسلامی ـ ایرانی خود را در معرض خطر می بینیم؛ هشداری که مقام معظم رهبری از همان آغازین روزهای شبیخون فرهنگی فریادش را به آن بلند کرد و عزم و جزم نیروهای انقلابی را فراخوانی کرد.

آری در چنین شرایطی که تأثیرات تهاجم فرهنگی بیشتر و بیشتر خود را نشان می دهد، افراد و خانواده های مذهبی بیشتر نسبت به خود و خانواده و فرزندان خود دچار نگرانی می شوند و چه بسا عزیزان خود را در معرض انحرافات و آسیبهای اجتماعی و دینی و غیره ببینند. گویا همان هشدار رسول گرامی اسلام است که فرمود اگر اهل دانش و بینش امر به معروف و نهی از منکر نکنند، آتش گریبان گیر خودشان هم خواهد شد.

در این شرایط است که باید برای دوری از سیل ویرانگر دنیاگرایی و دوری از حقایق ناب محمدی، به دامان تربیت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام برگردیم و دستورات و عملکرد ایشان را بازخوانی نمائیم.

انبیا و اولیای الهی به طور عمده دو وظیفه راهبردی اساسی را دنبال می کنند[1]:

الف) تربیت نیروی انسانی و رشد دادن افراد به حدی که در بالاترین درجات بهشت و عالی ترین عقلانیت و اندیشه قرار بگیرند.

ب) جریان سازی و ایجاد تشکیلاتی که با ایجاد و اصلاح ساختارهای اجتماعی و انسانی، به رشد و ارتقای افراد کمک کند. از این روست که مسأله تشکیل حکومت الهی از سوی انبیا و ائمه اهل بیت مطرح می شود.

پیامبر اکرم در طول 13 سال در مکه به تربیت نیروی انسانی مشغول بود و آن زمانی که توانست با هجرت به مدینه به تشکیل حکومت اسلامی پرداخت و همواره آن دو هدف را پی گرفت. حضور پیامبر در مباهله با اهل نجران به همراه خانواده اش بلندترین فریاد بر این است که اصلاح فرد و تربیت صحیح اعضای خانواده مهم ترین پشتوانه حرکت صحیح انسانی و الهی است.

علی علیه السلام در جریان غصب خلافت با کمبود نیروی انسانی همراه شد، از این رو 25 سال به تربیت آنان پرداخت تا اینکه بعد از خلافت ظاهری کسانی را داشته باشد که اهدافش را پی بگیرند؛ اما در طول سه جنگ با قاسطین و ناکثین و مارقین، و نیز ترورهای مختلف عمده آنان را از دست داد.

امام حسن ابتدا با اندک نیروهایش قیام فرمود؛ اما وقتی با کمبود نیروها روبرو شد، در طول 10 سال امامتش به تربیت پرداخت و امام حسین نیز 10سال به انسان سازی پرداخت و در نهایت قیام فرمود. از آن پس امام سجاد در طول 35 سال، امام باقر و صادق در دانشگاه علمی خودشان و نیز سایر امامان هر چه تلاش کردند، به ظاهر نتوانستند بر جریان دشمن غالب آیند؛ تا اینکه کار به غیبت کشید.

با توجه به این سیر، باید بدانیم که وظیفه شیعیان در عصر غیبت امام زمان نیز بر این است که نیروهای انسانی و باورمندان به حقیقت و ولایت را تربیت نمایند و در صورت توان به جریان سازی و تشکیل حکومت الهی بپردازند تا بتوانند زمینه را برای ظهور حضرت منجی فراهم آورند؛ کاری که مرحوم امام خمینی بدان مبادرت ورزید و امروزه همه ما بر سر سفره زحمات ایشان و شهدای گرانقدر متنعم هستیم. و اینک وظیفه همه ما در گام دوم انقلاب، تقویت و تحکیم پایه های حکومت ولایی از طریق تربیت هر چه قوی تر نیروهای انسانی با تقوی، عالم و دانشمند و نیز کمک به جریان اصلاح نظام جمهوری اسلامی است.

در این راستا لازم به توجه است که مهم ترین جایگاهی که بتواند هم به تربیت نیروی انسانی کمک اساسی نماید و هم جریان سازی فرهنگ صحیح دینی و انسانی را به دنبال داشته باشد، محور خانواده است؛ محوری که سیره عملی اهل بیت و نیز دستورات بلند ایشان همواره ما را به اهمیت آن سوق می دهد.

باید به جایی برسیم که بتوانیم در این دنیای آشفته به لحاظ تربیتی و رفتاری، الگوی صحیحی از خانواده را در مقابل دیدگان دنیا و مدعیان عرصه انسان سازی ارائه نمائیم و با ایجاد و تقویت خانواده طراز مهدوی خود و جامعه خود را به آرمان های ادیان الهی و به خصوص حضرت ولی عصر نزدیک نمائیم و از این طریق سربازی و انجام وظیفه خوبی داشته باشیم .

برای اینکه بتوانیم به خانواده طراز مهدوی برسیم لازم است به چند مسأله توجه ویژه داشته باشیم:

الف) جایگاه خانواده و روشهای تربیتی حاکم بر خانواده از دیدگاه اهل بیت چیست؟

ب) آسیب های فردی و خانوادگی و اجتماعی جوامع امروزه کدام است و راه های جلوگیری از این آسیب ها چگونه است؟

برخی از آسیب های مربوط به سطح خانواده ها که امروزه در جلسات مشاوره و پرونده های دادگاهی مشاهده می شود از قرار زیر است:

1ـ کاهش میزان گفتگوی اعضای خانواده با هم

بر اساس آماری که از سوی وزیر ورزش و جوانان در سال 93 اعلام شد، میزان گفتگوی اعضای خانواده زیر 30 دقیقه درایران است. اما طبق آخرین آماری که در سال 97 ارائه شده است، این میزان به زیر 15 دقیقه کاهش پیدا کرده است.

روشن است که مشغول شدن اعضای خانواده به تلوزیون و فضای مجازی و ارتباطات خارج از محیط خانواده، موجب سرد شدن بیش از اندازه روباط میان آنان می شود. از این رو مسأله ابراز عواطف و نیازهای فردی و اجتماعی به همدیگر و نیز بیان انتظارات افراد از همدیگر به حداقل خواهد رسید. اینجاست که زمینه از بین رفتن مرزها و دخالت دیگران در حل امور و مشکلات اعضای خانواده بیش از پیش خواهد شد.

این در حالی است که بر اساس تکنیکهای درمانی حل تعارضات میان فردی و دستورهای خانواده درمانگران، هر چه میزان گفتگوی افراد ـ زوجین با همدیگر، والدین با فرزندان و فرزندان با همدیگر ـ بیشتر شود، خانواده از استحکام بیشتری برخوردار، و انتقال تجربیات و انتظارات و عواطف، مانع از دخالت دیگران خواهد شد.

دو راه کار زیر برای خانواده ها توصیه می شود:

اجرای قانون یک فنجان چای؛ با خاموش کردن تلوزیون و گوشی و هر عامل دیگری، افراد ـ به خصوص زن و شوهر ـ دور هم بنشینند و درباره مسائل مختلفی مثل آرزوها، انتظارات، خاطرات دوران کودکی، و هر چیز دیگری با هم سخن بگویند.

مشارکت دادن اعضای خانواده در تصمیم گیری های مربوط به آن. تصمیم راجع به مهمانی رفتن، مسافرت، برگزاری روضه های خانگی، خرید، و حتی چگونگی مدیریت مالی درباره درآمد ماهانه. یادمان باشد باید فرصتی ایجاد کنیم تا فرزندانمان بتوانند این مسائل را یاد بگیرند.

2ـ به حداقل رسیدن ابراز عواطف

معمولا شکایت زنان از مردان این است که درک درستی از عواطف آنان ندارند و به اندازه مورد انتظار اهل ابراز عواطف نیستند. چنانچه شکایت مردان هم این است که زنان با عدم درک صحیح از حال آنان، انتظارات بیش از اندازه ای را مطرح می کنند و حال آنکه این مردان می خواهند در مقام عمل محبت خود را ثابت نمایند.

پیامبر گرامی اسلام با توجه به همین چالش میان خانواده ها، تأکید فرموده است که قول و سخنی که در مقام ابراز عواطف به همسر گفته شود، هیچگاه از قلب او خارج نخواهد شد. در این روایت تأکید پیامبر به قول است نه عمل.

کمبود عاطفه ورزی میان اعضای خانواده موجب می شود که خلأ عاطفی حاصل از آنان برای همسران یا فرزندان، به خصوص دختران، در محیط خارج از خانه به دنبال ارضاء و اشباع شدن باشند؛ امری که وابستگی های عاطفی نا صحیح را به دنبال دارد و البته آرامش و احساس بودن را از افراد می گیرد.

——————————————————————————–

1-علاقمندان را به مطالعه کتاب گرانسنگ «انسان 3250 ساله» از آثار مقام معظم رهبری دعوت می کنم.

یاداشتی از : حجت السلام محسن خیری


نوشتن یک پیام

Your email address will not be published.

پست مرتبط

Enter your keyword